عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

388

منازل السائرين ( فارسى )

در حديث قدسى آمده است : من احدث و لم يتوضّا فقد جفانى و من احدث و توضا و لم يصّل ركعتين فقد جفانى . « 1 » كسى كه رفع اجابت كند و وضو نگيرد ، به من جفا كرده است و كسى كه وضو بگيرد و دو ركعت نماز نخواند ، به من جفا كرده است . البته ، نبايد در اطاعت افراط كنيم . هرگز نفس را مجبور به تكليف مالايطاق نكنيم . تا زمانى است كه نفس توانايى انجام آن را داشته باشد . خداوند متعال مىفرمايد : لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ . در دين خود به ناحق غلو نكنيد . همچنين در سورهء بقره مىفرمايد : يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ . « 2 » خداوند براى شما حكم را آسان خواسته و تكليف را مشكل نگرفته است . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هم مىفرمايند : بعثت بالحنيفيّة السمحة السهله . « 3 » من براى دين حنيف و آسان و سهل مبعوث شدم . الدرجة الثانيه : تعظيم الحكم أن لا يبغى له عوجا ، او يدافع بعلم ، او يرضى بعوض . حكمت باطن علم است . حكمت سرّ اعمال و علم هر دو است . شيوهء عمل صالح و احسن است كه مبدأ تنزلات غيبيه مىشود . سالك بايد ارادت غيبى را عزيز بدارد و براى او انحرافى نجويد و او را با علم دفع نكند و به سوى علم ظاهر برنگردد . و به عوض معاوضه نكند و به چيزى كمتر از رضايت معبود راضى نشود . الدرجة الثالثه : تعظيم الحق ، و هو أن لا تجعل دونه سببا ، و لا ترى عليه حقّا ، و لا تنازع له اختيارا . درجهء سوم : تعظيم خداوند است ، به طورى كه غير او را سبب قرار ندهيم . و يقين بدانيم كه علّت تامه نزول حكمت ، خداوند است و در اين امر شكى نداشته باشيم . بر او حقى ببينيم . آن مرحله هم اگر چيزى به سالك رسيده است ، حكمت نازله از آن خداوند است ، نه اينكه استحقاقى براى سالك محرز باشد . هرچه هست عنايت پروردگار است .

--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، كتاب طهارت باب 11 ، ص 382 و ارشاد القلوب ، ترجمهء طباطباى ، ص 239 . ( 2 ) . بقره / 185 . ( 3 ) . شيعه در پيشگاه قرآن ، ص 433 .